۱۰ نکته برای رشد فردی

۱۰ نکته برای رشد فردی


انسان به دلیل عقل و اراده، همواره در مسیر زندگی در حال تغییر و تحول است. در واقع گرچه جزئی از کلیت این آفرینش بوده، به صورت مجموعه پیچیده ای از باورها و نیازهای مختلف، گاه در مسیر حیات خویش دچار خطا شده و برای درک حقیقت، به بازخوردهای مثبت اندیشه و درک نشانه های غریب آن پناه می برد. در این حالت، آنچه به وی در یافتن حقیقت کمک می کند، حس نیازی است که به او چگونه زیستن را می آموزد، پس همواره در مسیر زندگی خویش در حال آموختن و تغییر است.

باور روشنی که در اندیشه انسان به ساختارهای فکری وی جهت می بخشد، حضور حقیقتی پنهان است که گاه آدمی این حقیقت را در موج تصاویر ناآشنایی که در اندیشه اش موج می زند، فراموش می کند و زمانی در اوج احساس، با نگاهی فراسوی نیازش آشنا می گردد که در واقع، تحول بخش لحظه های زندگیش بوده و به وی نیرویی فوق اراده می بخشد تا بتواند با صور تغییر یافته ذهن خویش، بهانه های عاشقانه اش را به احساسی دیگر پیوند زند. این همان حضور نشانه های تغییر در وجود انسان است که می تواند آغازگر راهی غریب باشد.

انسان برای رسیدن به موفقیت، نیاز به کشف حقایق و درک اسراری دارد که در وجودش پنهانند. این حقایق، همان نشانه های روشنی هستند که می توانند او را برای رسیدن به هدف یاری کنند. آنچه تحت عنوان رشد فردی از آن یاد می شود، همین موفقیت و کسب توانایی لازم در زمینه های مختلف زندگی است.

 

۱۰ نکته برای رشد فردی:

 

۱) آگاهی:

شناخت و درک حقیقت وجود انسان، بازتاب همان نیاز اولیه وی برای رسیدن به هدف نهایی است. لحظه ای که با تصاویر ناشناخته ذهن و صور تغییر یافته حیات خویش رو به رو می شود، درک این تصاویر بسته به نیاز و شناخت وی از خود بوده، چنانکه بتواند به درک درستی از خود برسد، خواهد توانست به این آگاهی جهت بخشد وگرنه در پیچیدگی های وجود سردرگم و حیران راه می ماند و در این غربت از حضور باورهای درون غافل خواهد شد، پس هرگز نمی تواند به حقیقت وجودش پی ببرد.

 

چون یافته ای وجود خود غرق یقین

باشی تو ز این نشانه نقشی به زمین

هر لحظه که غرق عشق دانی ره خود

بر گوهر این زمانه باشی چو نگین

 

شناخت و درک نیاز انسان، آغازگر راه بی نشان است که تنها با فهم صحیح وی از واقعیت های جامعه به نتیجه می رسد. این امر با خود شناسی و درک حقایق وجود آدمی ارتباط مستقیمی دارد. این شناخت، به وی این توانایی را می بخشد تا بتواند از صور غریب ذهن به روشن ترین تصویر حقیقت دست یابد و ز خود و نیازهایش بستری برای موفقیت های آینده بسازد، پس از هر جزء این نیاز، به کلیتی می رسد که باورهایش را غریبانه در موجی از نشانه های حیات به تصویر می کشد. در این حالت است که می تواند با اطمینان در مسیر موفقیت گام بردارد.

 

۲) انتخاب:

شناخت به تنهایی نمی تواند راهگشای موفقیت انسان باشد. در کنار آگاهی از نیازها و توانایی های وجود، انتخاب راه مهمترین نکته ای است که می تواند تحول بخش وجود وی باشد. زمانی که انسان خود را با تمام توانایی ها شناخت، باید متناسب با نیازهایش راهی را انتخاب کند که همسو با اندیشه و قوای درونیش بوده، وگرنه در میانه راه شکست خواهد خورد و آن شور و شوقی را که اول در مسیر پیشرفت داشته، از دست خواهد داد.

این انتخاب، باید از روی آگاهی باشد. انسان با توجه به نیاز هایی که دارد، از روشهای مختلف برای رسیدن به هدف استفاده می کند، اما انتخاب هدف و شیوه حرکت در مسیر موفقیت، به توانایی و درک این قوای درونی ارتباط دارد. صور خیال و نشانه های غریب ذهن نیز می توانند وی را در این مسیر یاری کنند؛ زیرا بدون درک این توانایی، راه و روش رسیدن بی اثر خواهد بود. انتخاب، می تواند در مسیر هدف یابی به آگاهی های انسان بیفزاید؛ زیرا ابتدای انتخاب با مطالعه و شناخت همراه است و در ادامه راه نیز نیازمند بررسی های مکرر و تصمیم گیری های منطقی بوده، پس در هر حال انتخاب صحیح، بخش مهمی از مشکلات وی را بر طرف می سازد.

 

با درک صحیح راه جویی به هدف

اندیشه بُوَد چو گوهری قلب صدف

چون راه تو روشن است زین باورر عشق

مقصود حیات خویش، آری تو به کف

 

۳) برنامه ریزی:

در کنار کشف توانایی ها و راه رسیدن به مقصد که در مجموع با آگاهی کامل انسان همراه است، یکی از روشهای کسب موفقیت برنامه ریزی کردن در مسیر فعالیت های مکرر انسان و رشد حقایق درون وی به شمار می آید. لحظه ای که مجموعه پیچیده ای از توانایی ها و نیازهای وجود در برابر چشمان حقیقت بین انسان قرار می گیرد، حس ترس می تواند وی را از انتخاب صحیح باز دارد، اما درک درست به وی اعتماد و اطمینان خاطر می بخشد و در این مسیر با شناخت حقیقت به فهم صحیحی از مقصود خویش می رسد که آغازگر روش جدیدی در مسیر موفقیت های اوست.

برنامه ریزی، انتخاب صحیح هدف و بررسی نکات مثبت و منفی مسیر رسیدن به موفقیت است که به وی این توانایی را می بخشد تا با بررسی جنبه های مختلف هدف خویش، از آگاهی خود در جهت درک درست هدف کمک بگیرد، پس با توجه به زمان، برنامه ریزی دقیق و مناسبی را سر لوحه کار خویش قرار می دهد و با بازخورد مثبتی که از اطلاعات و آگاهی های درونش دارد، یک مجموعه ساده و منظم از کارهایش را در نظر می گیرد و با تحلیل و بررسی، به طراحی برنامه ای کامل می پردازد.

برنامه ریزی، تصویر روشنی از نگاه انسان به خود و اهدافش به شمار می آید که به وی این توانایی را می بخشد تا از ثانیه های زندگی خود به نحو احسنت استفاده نماید. برنامه ریزی تنها به زمان ارتباط ندارد، بلکه تجزیه و تحلیل فعالیت های انسان است که با درک حجم غریب یافته های ذهن وی، تصویر شفافی از هدف را مصوّر می سازد که تنها از طریق آن، مشکل هدف یابی انسان نیز حل می گردد؛ زیرا آنچه باید بداند، گاه در مجموعه ای از نشانه های شناختی و اصول ادراکی پنهان بوده و باور وی نسبت به هدف می تواند مرهمی بر دردهایش باشد و حس روشن رسیدن به مقصود را به پشتوانه این برنامه ریزی، در وجودش زنده نماید.

 

۴) پشتکار:

نشانه هایی که در وجود انسان بازتاب حقایق پنهان و افکار تغییر یافته او به شمار می آیند، در واقع با کلیه صور ادراکی همگام گردیده و یک تصویر کلی از هدف را در ذهن وی به وجود می آورند. این تصویر، همان حقیقتی است که می تواند انسان را در موج افکار پیچیده اش به مقصد خویش نزدیک سازد. پشتکار و تلاش انسان به این نظم فکری معنا می بخشد و وی را برای درک نشانه های پنهان ذهن آماده می نماید. در واقع حسی که می تواند به انسان در مسیر باورهایش هدف بخشد، همین نگاه و درک واقعیت هاست.

پشتکار می تواند به انسان تصویر نوینی از توانایی هایش را نشان دهد. آنجا که با اراده محکم خویش، در ادامه آگاهی و شناخت کامل از خود به توانایی هایش هدف می بخشد و با تصویر سازی روشنی که از حقیقت دارد، به قوای شناختی جهت داده و با هدف بخشی به استعدادها و قوای درون خود، به کنترل نیازهایش دست می یابد. در این حالت، توانایی های وجود وی دو چندان گردیده و راه رشد و شکوفایی استعدادهای درونش به نهایت می رسد.

لحظه ای که انسان به کمال آگاهی و رشد توانایی هایش دست یافت، به نقص هایش پی می برد و می تواند با شناخت کامل این نیازها، به رفع کمبودهایش بپردازد که در واقع، با این روش زمینه رشد توانایی هایش فراهم می شود و با درک نیازهایش می تواند به کلیه صور شناختی اندیشه جهت بخشد. در این مسیر با حضور باورهای روشن، از هر نیازی تصویری دیگر می سازد. تصویری که بیانگر حضور حقیقت در موجی از افکار کمال یافته و نشانه های روشن است و حیات وی را هدفمند می سازد.

 

داری چو تو پشتکار در راه نیاز

با گوهر معرفت شوی غرقه راز

این راه که می روی رهی سخت بُوَد

هرچند فرود گشته، باشی تو فراز

 

۵) اعتماد به نفس:

یکی از راههای رشد فردی، اعتماد به خود و توانایی هایی است که به صورت فطری در درون هر انسانی وجود دارد. کشف برخی از استعدادها، بستگی به نیاز و شوق فرد برای رسیدن به هدف دارد. اعتماد به انسان توان رویارویی با مشکلات را می بخشد تا فرد از نشانه های غریبی که گاه در ذهن وی سبب شک و تردید می شوند، رها گردد. در این حالت، باور هر انسانی با کلیت پیچیده ای تحت عنوان نیازها و اهداف فردی همسو گردیده و تصویر روشنی از حقیقت را به وجود می آورد.

لحظه ای که انسان با این تصویر حقیقی که در بردارنده نشانه های ادراکی و جلوه های شناختی است رو به رو می شود، به نیازهایش جهت می بخشد و با اطمینان به خود، توانایی هایش را تقویت می نماید. درک هدف و توجه به صور شناختی، به تصویر گرایی ذهن هدف بخشیده و انسان را با حجم غریبی از نیازهایش رو به رو می سازد. در این حالت، اگر اعتماد به نفس و درک توانایی های انسان در مسیر رشد باورهای شناختی او باشد، جای هیچ شک و تردیدی باقی نخواهد ماند که انسان در کمال آرامش و اعتماد به توانایی هایش در مسیر هدفمندی حیات گام بر خواهد داشت.

 

۶) هیجان مثبت:

صور ناشناخته ای که در ذهن انسان به تفسیر واقعیت ها می پردازد، در واقع با حس غریبی آشناست که همان حس تسکین درد و شناخت باورهایی بوده که دل و اندیشه وی را در مسیر هدفمندی به رشد و شکوفایی توانایی هایش ترغیب نموده، اگر انسان به این احساس دست یابد، در واقع نسبت به هدف گرایی خویش به نوعی اطمینان می رسد، پس اشتیاقش را برای رسیدن به هدف دو چندان می سازد. در این حالت، هر آنچه به صورت واسطه در بازخورد نهایی فعل وی مؤثر واقع شده، به عنوان راهنما او را بر حقیقت موضوع واقف خواهد ساخت.

هیجانی که انسان را برای اثبات باورهایش به شور و اشتیاق وا می دارد، به عنوان یکی از راهکارهای مؤثر در رشد فردی به توانایی هایش جهت می دهد و صور غریب ذهن را با نظم منطقی به اصل و منشأ حرکت و تلاش متصل می سازد. این همان تصویر حقیقی نیاز در باوری غریب است که از هر فرع و جزء این مسیر، کلیتی بهر دریافت حقایق و باورهای روشنش می سازد که حس انسان بودن را در مجموعه ای از راهکارهای معرفتی، به اصل خلقت پیوند می زند که در واقع، خود تعبیری از نیاز است.

 

۷) ایده آل گرایی:

هدف، نقش مهمی در رشد فردی هر انسانی دارد. در واقع، بازتاب آینده را می توان در تصویرسازی های ذهن هر انسانی جستجو کرد. داشتن یک هدف ایده آل، باوری مهمتر از دیگر نشانه های شناختی است که در مسیر رسیدن به آرزوهای بزرگ به توانایی های انسان جهت می بخشد. لحظه ای که تمام قوای درونی انسان به صورت یک مجموعه درهم پیچیده، بهر رسیدن به یک هدف با تفکرات پی در پی و واقعیت های شناختی همراه می گردد، نوعی تناقض گرایی در هدف به وجود می آید، اما داشتن انسجام فکری و وحدت موضوعی اندیشه ها، به این مشکل پایان می بخشد.

انسان با فکر باز و اندیشه ای متعالی با صور نا شناخته ای از حقیقت رو به رو می شود، اما هدفمند بودن وی می تواند به این تصاویر ذهنی معنا بخشد. در این حالت، از هر باوری که در ذهن دارد تصویری نوین می سازد. این تصاویر در ذهنیت آدمی یک محور در رابطه با هدف یابی ایجاد می کنند که به صورت یک اصل مهم، به دیگر باورهایش جهت می بخشد و از حجم غریب نشانه های ادراکی، به معرفتی عمیق دست می یابد. این شناخت، آغاز و پایان راهی است که در موج افکار پریشان به وی هدف می بخشد.

گرایش به هدفی ایده آل، انسان را با تمام قوای ادراکی در مسیر نا شناخته ای از حقیقت قرار می دهد. در اینجا هنر هر انسانی با درک این موفقیت ها آشکار می شود. اگر فرد بتواند این اهداف را با تصویر روشنی که در ذهن به وجود آورده همگام سازد، نوعی هدف گرایی در مسیر نشانه های حقیقی حیات وی به وجود می آیدکه به صورت فطری، بیانگر باورها و تسکین بخش دردهای وی بوده، پس رشد فردی در مسیر همین هدف گرایی به نتیجه مطلوب خود خواهد رسید.

 

گر طالب راه عشق و تدبیر بُوی

دان بهر هدف تو غرق تفسیر بُوی

چون گشته هدف در اوج تدبیر بلند

راضی به چنین گمان و تقدیر بُوی

 

۸) کنترل زمان:

انسان به کمک اندیشه کمال یافته خود، برای رسیدن به مقصود طی برنامه ریزی و هدفمندی به کنترل زمان می پردازد. این نکته به صورت غیر مستقیم، در جهت رشد فردی مؤثر خواهد بود؛ زیرا زمانی که انسان از وقت خود برای رسیدن به هدفی ایده آل کمک می گیرد، از هر ثانیه در مسیر حقیقت طلبی بهره می برد، بنابراین نیازهایش نیز با درک وقت و استفاده صحیح از آن تعدیل می یابد، پس از بین همه نیازهایش به خواسته هایی بها خواهد داد که به عنوان اصل و منشأ دیگر نیازها، همواره مورد توجه بوده اند.

کنترل زمان، در واقع راهکار مناسبی برای داشتن یک برنامه دقیق و منظم در جهت رشد توانایی های انسان است که وی را بر حقیقت موضوع واقف می سازد. در واقع، حسی که در وجود انسان موج می زند اشتیاق است که اگر با کنترل زمان و هدفمندی همراه شود، موج غریبی از فعالیت های وی را به مسیر صحیح شناخت هدایت می کند. در این حالت ، آنچه باید در تغییر و تحول نیاز ها مؤثر واقع شود، درک این موقعیت با حضور تصاویر ادراکی و شناخت باورهای معرفتی است که خود، نظم دهنده اصول شناختی در مسیر هدف یابی خواهد بود.

 

۹) مثبت اندیشی:

فکر، در واقع اصل تحول و تغییر انسان در زمینه هدفمندی وی در زندگی است. اگر اندیشه در قالب باورهای انسان به تعالی و رشد این نیازها معنا بخشد، نوع نگرش وی می تواند بازتاب حقیقتی روشن گردد. در این حالت، هر آنچه در مسیر باورهای وی مؤثر واقع می شود، حس رسیدن به هدفی بزرگ است که وی را در بازتاب باوری روشن، به اصل حضور وی در مسیر آرزوهایش می رساند. داشتن تفکری مثبت، انسان را در جهت درک نواقص و رشد حقایق درون ترغیب می نماید.

توانایی های انسان در مسیر مثبت اندیشی وی می تواند در قالب حسی ناب به مرحله ظهور رسد. هر آنچه فرد را در جهت این اهداف به درکی عمیق می رساند، همین تفکر مثبت است که نگاه او را نسبت به زندگی تغییر می دهد. با این نگرش، توان انسان دو چندان می گردد تا جایی که از هر نشانه ای که در مسیر کمال خویش می یابد، به عنوان راهکار نوینی به دیگران ارائه می دهد تا تصویرگرایی ذهن، در قالب روشن ترین روش ادراک واقعیت به مرحله ظهور رسد.

به صورت مستقیم، هر احساسی که انسان به اهداف خویش دارد، در ارتباط مستقیم با اندیشه وی به صورت راهبردی، تصویرگرایی ذهن را با نظم منطقی به اصل و مقصود حرکتش متصل می سازد. داشتن اندیشه ای مثبت، بر قدرت ادراک و کشف واقعیت ها می افزاید، پس فرد در مسیر این واقعیت گرایی با نشانه هایی که در ذهنش تداعی می شود، از هدف یک تصویر واقعی می سازد. همین نکته، افکار وی را با حقیقت همراه می سازد و قدرت درک توانایی هایش را بالا می برد. در این حالت، با تعالی اندیشه به کلیه صور ادراکی جهت می بخشد و اصل را بر فرع غالب می سازد.

 

۱۰) آزادی:

تفکر سالم و اندیشه متعالی انسان، می تواند راهنمای مناسبی برای رشد توانایی هایش باشد. در واقع، تفکر اصل تغییر آدمی است و اگر به صورت آزادانه مورد توجه قرار نگیرد، نمی تواند تحول ساز انسان در مسیر باورهایش باشد. آزادی اندیشه به وی دیگر آزادی های سالم را نیز هدیه می کند تا آنجا که دیگر اسیر افکار غریب و احساسات نامأنوس نخواهد بود و می تواند با وسعت اندیشه و درک آرزوهایش، به حقیقت دست یابد.

رسیدن به تفکری آزاد، یکی از مراحل رشد فردی انسان است. زمانی که حس او برای رسیدن به هدف به اوج خود می رسد، به کنترل احساسات درون پرداخته و نشانه های روحی، عاطفی را هدایت می نماید. در ادامه، فکر از قید و بند اسارت جامعه رها می شود و با درکی کاملاً روشن به زیباترین احساس دست می یابد که تصویری از حقیقت طلبی است. این واقعیت، تحول بخش دیگر صور حقیقی ادراک آدمی بوده و به نشانه های شخصیتی وی جهت می بخشد تا اصل و منشأ نیاز وی آشکار گردد.

 

گر فکر تو گشت غرق حیرت، آزاد

از شوق برآید از وجودت، فریاد

با فکر صحیح هست راهت روشن

باشی ز چنین نشان، غباری در باد

 

با توجه به عوامل ذکر شده، زمانی که انسان واقعیت وجود خویش را بشناسد، در واقع راه رشد و تکاپویش آغاز می گردد. حس رسیدن به هدف باورهایش را با نشانه های کمال همراه می سازد و در قالب تصویری روشن به جهان ارائه می دهد. انسان موفق کسی است که بتواند در این مسیر توانایی هایش را شناخته و با درک قابلیت هایش، برای شکوفایی خود ارزش قائل شود. در این حالت ، می تواند هدفمند زیستن را تجربه کند که در نهایت موفقیت وی را به دنبال خواهد داشت.

 

                                                                                                     ملیحه هدایتی

توسعه فردی

۱۰ نکته برای رشد فردیاعتماد به خوداندیشه متعالی انسانتصویرسازی های ذهنتوسعه فردیحرکت در مسیر موفقیتحقیقت وجود انسانرشد فردی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با من:

سوال یا پرسشی از من دارید؟

مطمئنا بی‌نقص نیستم؛ اما بی‌وقفه می‌کوشم برای بهتر شدن. در مسیرِ کامل‌ شدن، حتما نیازمند چشمان تیزبین شما و شنوای نظرات ارزشمندتان هستم.

 

شماره تماس مستقیم با من: ۰۹۱۵۱۲۵۳۱۸۰

ایمیل پشتیبانی: support@malihehedayati.com