نویسندگی چیست

نویسندگی چیست


اندیشه، دریای موّاجی از یافته های ذهن و نشانه های ادراکی انسان در بستری از حقیقت است. یک کلیت در هم پیچیده با ساختار های متفاوت، اما هم جهت در مسیر رسیدن به آرزوها بوده که به مجموعه غریب احساسات و رؤیاهای آدمی معنا می بخشد. حضور این قدرت درونی، کلیه قوای ادراکی را در مسیر رسیدن به هدف، با نوعی شناخت توأم با نیاز همراه می سازد تا حسی ورای درک ظاهری وقایع در ذهن ایجاد شود. این نیروی تحول و تغییر در مسیر حقیقت زندگی است که باورهای آدمی را در جهت تحقق آرزوهای دور و دراز، به مقصود نهایی حیات متصل می سازد.

زمانی که ذهن انسان با تصاویر حقایق ادراکی مواجه می شود، گرایش به حضور نشانه های غریب اندیشه، حس واقعیت گرایی را در او زنده می سازد. احساس در مسیر این افکار، به باورهایش جهت می بخشد و به صورت یک کلیت قابل تعریف، از افکار پریشان انسان مجموعه سامان یافته ای از آرزوهایش را به وجود می آورد که خود به صورت یک تصویر کلی در برابر تفکرات پیچیده انسان، به بازخورد مداوم اندیشه و دریافت نشانه های غریب ذهن معنا بخشیده و کلیتی تحت عنوان شناخت را به وجود می آورد. در همین راستا، انعکاس اندیشه در مسیر شناخت، تصویر نوینی از مهارت های ادراکی انسان را به تصویر می کشد که در واقع ، تفسیری از نویسندگی است و به ما می فهماند که در حجم غریبی از واژه های نامعلوم، قدرت نوشتن چگونه عمل می کند و در نهایت ما را به پاسخ این سؤال می رساند که نویسندگی چیست؟

افکار انسان در ارتباط مداوم با نشانه های ادراکی، در کلیتی پیچیده با نام پیش فرض های ذهنی، آدمی را درگیر مفاهیم خاص می سازد. همین مطلب، اندیشه را در مسیر یافته های ذهن با نوعی تناقض گرایی رو به رو می نماید. در این حالت، آنچه از فکر تراوش می کند تصاویر غریب و ناآشنایی است که در حجم نامعلومی از دریافت های درونی انسان، به صورت معانی قابل ادراک و درقالب واژه ها تجلی یافته. در این حالت، از هر تصویر صدها واژه در ذهن مصور می گردد که در ارتباط با نشانه های ادراکی، حجم غریبی از احساسات را به این معانی پیوند می زند.

 

اندیشه چو غرق شوق آید به زبان

در لفظ نشیند اینچنین غرق بیان

مجنون بنماید از همین لفظ ملیح

هر کس که چنین هنر در او بوده عیان

 

نویسندگی، تجسم همین افکار و نشانه های ادراکی در قالب الفاظ است که در قدرت بیان و هنر نوشتن، با تصاویر ذهن همراه می گردد تا ز هر درکی، مجموعه ای از واژه های قابل فهم تجلی یابد و بازتاب روشنی از حقیقت را در مسیر این نشانه های شناختی به وجود آورد. در اقع انعکاس اندیشه انسان در این واژه ها، خود مقدمه بیان ساختارهای ذهنی و نظم بخشیدن به صور شناختی انسان بوده که تصویری از حقیقت را در مجموعه غریب این احساسات و افکار شناخته شده به ظهور می رساند. نویسندگی در واقع، هنر ارتباط اندیشه و بیان است که صفحه ذهن را پر از واژه های شناختی می نماید تا در قالب تصاویر روشنی از نیاز به ظهور رسد.

نویسندگی نوعی هنر محسوب می شود. هنری که از اندیشه در قالب واژه ها مدد می جوید تا تصویر حقیقی این نشانه های شناختی، معنای روشنی از زندگی را مجسم نماید. این هنر و مهارت بیان، مفهوم غریبی از توانایی های بالقوه هر انسانی به شمار می رود. چنانکه آدمی با کشف و درک این توانایی، به نیازهایش در مسیر این شناخت جهت می بخشد. مهارت فهم نشانه های ادراکی، تصویر روشنی از شناخت بوده که آدمی را در غربت یافته های ذهن، به وحدت گرایی اندیشه های غریبش هدایت می کند. چنین درکی می تواند با حضور تصاویر ساختگی ذهن، مجموعه ای از ابهامات ادراکی را به وجود آورد که خود، راهگشای تلاش ذهن برای درک آنهاست.

 

نویسندگی در مسیر همین فعالیت های ادراکی به ظهور می رسد. در واقع، زمانی که ذهن در تقلای خویش با هزاران تصویر دیگر در راستای موضوعی قابل درک رو به رو می شود، برای درک تصویر در تصویر می آفریند. همین مطلب، به هنر و مهارت بیان نویسنده جهت می بخشد واین امکان را به وی می دهد که بتواند ز باورهایش مجموعه غریبی از نشانه های ادراکی را به وجود آورد. در واقع این حالت، نظم دهنده همان نشانه های شناختی است که اندیشه هر انسانی را برای دریافت واقعیت های ادراکی آماده می سازد تا دیگر در ذهن وی نشانه ای از خطا باقی نماند و تصویر روشنی از درک موضوع آشکار شود.

نویسندگی، تصویر سازی آرزوهای سرکوب شده انسان هاست که ذهن نویسنده را درگیر واقعیت های ادراکی می سازد. حقیقتی که به رشد باورهای انسان جهت می بخشد و به وی این امکان را می دهد تا ز هر آرزویی تصویری نوین بسازد، تصویری که در رابطه با اهداف کلی جامعه به حقیقت گرایی متمایل است. این مهارت، به جنبه های مختلف شناخت انسان هدف می بخشد تا از هر تصویر ، به معنای واقعی آن پی ببرد. نویسندگی، قدرت همین دریافت های ذهنی است که در حجم نامعلومی از واژه های ادراکی به تصویر روشنی از خیال منتهی می گردد.

 

هر واژه چو نقش خوش به گفتار آید

تصویر دگر دراوج پندار آید

هر جاذبه ای که اینچنین پیدا شد

در واژه و معنیش پدیدار آید

 

با تصویر سازی ذهن، آرزو ها در جهت اهداف بشری به مرحله ظهور می رسند و نویسندگی با تجسم این آرزوها، نشانه های مختلف ادراک را در تصویر روشنی از نیاز متجلی می سازد تا حقیقت این اندیشه های سرکوب شده بشر با ظهور باورهای درون، یک مجموعه از هدف های هدایت شده را در ذهن انسان به تصویر بکشد که خود رشد دهنده احساسات و افکار پنهان اوست و مسی تواند با نزدیکی صور ادراکی، در مسیر اهداف وی با حذف خطاهای مکرر اندیشه، او را به وحدت این نشانه های شناختی امیدوار سازد و تصویر حقیقی ادراک را در کلیتی از آرزوهای تکامل یافته منعکس نماید.

اندیشه، انعکاس واقعیت هایی است که در عالم خارج از ذهن وجود دارد. نویسندگی، آئینه ای در برابر حقیقت هاست، زیرا آنچه یک نویسنده می بیند، حجم غریبی از واقعیت های پنهانی است که ذهن با درک نشانه های واقعی آن از صور ناشناخته عبور کرده و تصویر روشنی از حقیقت را در جامعه ادراک نموده. یک نویسنده با چنین درکی، از هر نشانه شناختی به تصویری نوین می رسد. هر تصویر، بیانگر تصویری دیگر است که در مجموع به باورهایش جهت می بخشند. نویسندگی، درک همین تصاویر روشن بوده که به هدف گرایی ختم می گردد.

 

پیشنهاد میکنم این مطلب را هم مطالعه کنید: چگونه نویسندگی را شروع کنیم؟

 

نویسنده باید ذهنی روشن و شفاف داشته باشد تا بتواند از دردها و رنج های موجود در جامعه، تصویر واقعی و درکی درست در اندیشه اش داشته باشد. با این درک عمیق می تواند به هر تصویر نامفهوم معنایی در خور وصف ببخشد. با مجموع این نشانه های شناختی، باورهای انسان با حقیقت همراه می شوند و نوشتن در قالب واژه های قابل تعریف، در مسیر رؤیاهای آدمی آشکار می شود، پس نویسندگی ظهور همین آئینه روشن است که بازتاب هزاران صورت پنهان ذهن را بر ملا می سازد و به هر شناخت ، معنی و مفهوم نوینی می بخشد، معنایی که می تواندآینده بشریت را متحول نماید.

در درون هر انسانی، توانایی و استعدادهای بالقوه ای وجود دارد که برای شکوفا شدن، بستر مناسبی را می طلبد. آنچه این زمینه را فراهم می سازد، نوع نگرش و تفکر آدمی است که به این توانایی ها بال پرواز می دهد. نویسندگی، شکوفایی همین استعدادهای بالقوه است که به کلیه توانایی های وجودی وی جهت می بخشدو تصویر روشنی از خواسته ها و نیازهای درون وی را آشکار می سازد. آنچه در مسیر نوشتن به ظهور می رسد، نگرش های متفاوت و تفکرات پیچیده ای است که در همخوانی با آموزه های ادراکی، به صورت یک تصویر کلی در ذهن منعکس گردیده و مجموعه روشنی از حقایق را به وجود آورده. در این زمینه، حضور باورهای روشن می تواند به نیازهای درون انسانها جهت داده و کلیت قابل شناختی از تصاویر ادراکی را آشکار نماید.

 

نویسندگی این امکان را به انسان می دهد تا ز هر آنچه در وجودش احساس می نماید، تصویر نوینی بسازد و با نشانه های ادراکی ذهن خویش همگام نماید. در این مسیر، آنچه از حضور باورها و نیازهای روشن به ظهور می رسد، حقیقتی پنهان و معنایی غریب از نوشتن و ارائه افکار در قالب واژه هاست که به روشنی درک انسان جهت بخشیده و صورت نوینی از احساس را به وجود می آورد. نویسندگی، شکوفایی استعدادهایی است که به صورت یک واقعیت پنهان در وجود انسان نهادینه شده و با این تصویر سازی، به صورت یک حقیقت قابل ارائه خواهد بود، پس می توان از نویسندگی در جهت رشد و هدایت این باورهای روشن بهره گرفت.

ذهن انسان در مسیر درک واقعیت های جامعه، با صور مختلفی از شناخت رو به رو می شود. نویسندگی به ذهن آدمی کمک می کند تا بتواند مهارت های ادراکی خویش را تقویت نماید و با صوری آشنا شود که به صورت غیر ارادی در ذهن، در حال شکل گرفتن است. همین تصاویر به آدمی این امکان را می بخشد تا بتواند از هر نیازی در جهت رشد و درک آرزوهایش مدد جوید، پس با جهت بخشیدن به نیازهای درونی خویش به مهارت هایش تصویر روشنی از نیاز می بخشد تا توأم با این حس لطیف، بتواند تصاویر ذهنی خود را سامان دهد و به معنای واقعی نیاز پی ببرد.

 

پیدا شود اینچنین حقیقت ز یقین

اینجا ز مهارت است گفتار وزین

هر لفظ که گشته غرق معنای وجود

هر چند که گم نموده پیداست زاین

 

به دنبال رشد و شکوفایی استعدادها و بروز مهارت های ادراکی، نویسندگی به انسان این توانایی را می بخشد تا آن مهارت ها را در قالب الفاظی خاص بیان نماید، پس واژه ها به صورت یک واسطه برای بیان حقایق وجودی به انسان کمک می کنند تا تمام تصاویر ذهن در قالب واژه های شناختی بیان شوند و ز نشانه های غریب، معنای حقیقی این نیاز آشکار گردد. در این حالت، نویسندگی با رشد مهارت های ادراکی و بیان آن در قالب واژه ها یک تصویر کلی از موضوع مورد نظر به وجود می آورد و در تصویر سازی مکرر ذهن به این معانی جهت می بخشد تا حقیقت یافته های ذهن به صورت یک کلیت قابل تعریف به ظهور رسد.

نیازهایی که در درون انسان موج می زند، گاه در صور ناشناخته ای از ادراک، باورهای انسان را دچار تردید می نماید و با تناقض نمایی از حقایق ادراک شده، به سمت تصویر سازی واقعیت ها سوق می دهد. نویسندگی، هنر بیان این نیازهای پنهان در قالب مهارت های نوشتاری است که با ظهور واژه های روشن و معانی قابل ادراک، تصاویر روشنی از نیازهای شناختی را به وجود می آورد تا هر آنچه برای ذهن نا مأنوس می نماید، در حجم غریب واژه های ادراکی با صور نوینی از معنا همراه گردد و یک تصویر روشن از درک و برداشت واقعیت ها را به وجود آورد که در واقع، خود بیانگر حقیقتی ژرف است.

 

مهارت هایی که در حین نویسندگی ز این نیازها به ظهور می رسد، به صورت مستقیم با گفتار و بیان حقایق ذهن ارتباط دارد. در واقع، با اتحاد نشانه های غریب ذهن و بیان واقعیت ها در تصویرهایی روشن، این نشانه ها به صورت یک واسطه در مسیر درک حقیقت آشکار می گردند و با بیان تصاویر ذهن و صور شناختی، به حضور این نشانه ها جهت می بخشند، پس نویسندگی در واقع ابراز نشانه های ادراکی و قدرت بیان این نیازهاست که در مسیر مهارت های ادراکی با هزاران صور نا شناخته، همگام گشته و یک صورت قابل ادراک از باورهای شناختی را به وجود می آورد.

ذهن پر از سؤال آدمی، همواره با افکار پریشان و نشانه های مختلف ادراک، درگیر پاسخ دادن به این سؤالات مکرر است که نویسندگی، در واقع راهنمای این افکار پریشان به شمار می آید، چنانکه با نظم بخشیدن به این افکار و ارائه آنان در قالب آرزو هایی دست یافتنی به تصاویر مختلف ذهن معنا می بخشد و با درک باورهای شناختی، یک تصویر کلی از نیازها را به وجود می آورد. در این حالت، آنچه به صورت غیر مستقیم در راستای این حقایق قرار می گیرد، حضور نیروهای پنهان و قوای ادراکی وی بوده که در پشت اندیشه های تکامل یافته، به صورت بالقوه حضور داشته اند و اینگونه بر ملا می شوند.

 

نویسندگی با نظم بخشیدن به این افکار پریشان، زمینه هیجانات درونی انسان را در مسیر آرزوهایش به وجود می آورد تا آنجا که صور نا آشنایی که ذهن را دچار پریشانی می کند، کم کم کمرنگ می شود و یک تصویر روشن از واقعیت های شناختی به وجود می آید. این همان صورت واقعی ادراک در باورهای روشن است که نویسنده را با قدرت بیان و گفتار اندوخته های ذهنش همراه می سازد تا هر آنچه در اندیشه اش تجلی یافته، در واژه هایی روشن بیان گردد، پس شورو احساس درون خویش را با تعدیل نیازهای درون بر ملا می سازد که در واقع، تصویری از این واقعیت گرایی است.

هدف داشتن در زندگی، به عنوان مهمترین عامل شکوفایی و تلاش انسان در مسیر زندگی است. نویسندگی، حس رسیدن به اهداف بزرگی به شمار می آید که اندیشه آدمی را در مسیر حقیقت گرایی به رشد و کمال می رسانند. در واقع، درک این حقیقت در جهت رشد باورهای مثبت انسان، می تواند زمینه ساز رشد و تعالی ذهن باشد و نویسنده در این مسیر با جمع بندی کلی افکارش به صور شناختی هدف می بخشد تا هر تصویر در نقش و نگاری خوش، با معانی نغز به ظهور رسد، پس از هر آنچه با افکار جهت یافته اش همخوانی دارد، یک تصویر رؤیایی از حقیقت می سازد و با درک این احساس که به واقع وی را برای رسیدن به اهداف امیدوار می نماید، یک کلیت عظیم از خواسته های تغییر یافته اش می سازد.

 

نویسندگی با تغییر این خواسته ها، به اهدافش جامه عمل می پوشاند و اندیشه دیگران را نیز با متجلی ساختن نیازهای کمال یافته اش به رشد و شکوفایی می رساند، پس با جهت بخشیدن به افکار، زمینه رشد و تکاپوی این نیازها را در دیگران به وجود می آورد. نویسندگی، حس رسیدن به اهداف بزرگ را با جهت بخشیدن به این باورهای روشن زنده می سازد. در نهایت، نشانه های غریبی که در ذهن افراد جامعه نقش بسته ، از طریق شیوه بیان و جهت بخشی افکار نویسنده در مسیر خواسته ها واهداف جمعی ، به حقیقتی روشن می رسد که در نهایت به هدف گرایی نیازها معنا می بخشد.

در واقعیت زندگی، نکته های ظریف و سؤالات پیچیده ای حضور دارد که برای درک آن باید با چشمی حقیقت بین و اندیشه ای والا به آن نگریست. نویسندگی، درک این واقعیت ها و بیان حقایق زندگی در قالب واژه هاست  به گونه ای که می توان تصویر حقیقی حیات را در جلوه های نوشتاری و نکته های ظریف پر معنای آن جستجو کرد. در واقع، حقیقت حیات در حضور این نشانه های غریب نهفته و هر صاحب قلمی  می تواند با بیان واقعیت ها در قالب واژه ها، به این نشانه ها معنی و مفهوم زندگی ببخشد. نویسنده در مسیر این نشانه ها به حضور تصاویر شناختی معترف می گردد تا صورت واقعی معرفت آشکار شود.

حرکت و تکاپوی انسان در مسیر رسیدن به حقیقت زندگی، نمایشی از حضور حوادث بی تکرار حیات وی بوده که در تمثیلی حیرت انگیز ظاهر می شود. نویسندگی، تلاش برای داشتن یک زندگی ایده آل است که در وادی معانی ذهن و اندیشه های  تکامل یافته، با حضور واژه های قابل ادراک به تصویر کشیده می شود، پس هر آنچه در صور ادراکی ذهن به ظهور می رسد، همان بازتاب درک و دریافت نشانه های شناختی است که روشن ترین تصویر حقیقت را بر ملا می سازد.

 

معنای حیات بوده تصویر دگر

در لفظ نشیند اینچنین غرق هنر

زیباتر از آن نبوده هرگز هنری

زین شوق بر آید از صدف، گنج و گهر

 

ذهن تحریک پذیر انسان در مسیر احساسات و نشانه های ادراکی، گاه پناه به تخیل می برد. خیال، وادی پرهیجانی است که اندیشه را یه اوج پرواز می رساند. نویسندگی، پرواز ذهن در آسمان تخیل و رشد قوای ادراکی است که به کلیه صور شناختی معنا می بخشد و تصویر روشنی از هدف را بر ملا می سازد. در واقع ، آنچه در مسیر خواسته های دل با تفکرات کنترل شده بشر همخوانی دارد، حضور تصاویر خیالی متناسب با اندیشه های تعدیل یافته انسان است که صورت نوینی از ادراک را آشکار می سازد تا هر آنچه از این ذهن مشوش به ظهور می رسد، در قالب کلماتی قابل فهم ارائه شود.

نویسندگی با رشد و شکوفایی ذهن و بیان نشانه های خیال، به تمام این جلوه ها معنا می بخشد تا صور جدیدی از احساس در مسیر جاذبه های شناختی به ظهور رسند و بازتاب نوینی از حقیقت را بر ملا سازند. در واقع، با حضور این حقیقت دیگر جای تردیدی باقی نمی ماند که ذهن بلند پرواز آدمی می تواند از وادی تخیل به اوج کمال دست یابد، آنگونه که از کلیه صور ادراکی در جمع غریبی از نشانه های شناختی بستری نوین می سازد تا واقعیت ها را در مجموعه ای از اهداف ناب به تصویر کشد.

 

جامعه بشری لحظه به لحظه در حال تغییر و تحول است. برای درک عیوب و نواقص موجود در هر جامعه ای، به ذهن وقّاد و اندیشه ای متعالی نیازمند هستیم. در واقع نویسندگی زمینه رشد و شکوفایی اندیشه ها را فراهم می سازد، زیرا نویسندگی مهارت بودن در جامعه ای تحول یافته است که ذهن را در مسیر درک این نشانه ها هدایت  می کند. در واقع، نگاه نویسنده به جامعه از سوی چشم ظاهر بین با ادراکی عمیق از نواقص موجود است که به باورهای جمعی هدف می بخشد و در صور و جلوه های مختلف به ظهور می رسد تا هر اندیشه ای که در این مسیر دچار تردید گردیده، با گرایشات منصفانه عقل کمال یافته، به سمت هدف هدایت شود.

نویسندگی به رشد قوای ادراکی مردم کمک می کند تا آنجا که از هر نشانه ای که می تواند به راهبردهای شناختی ذهن منتهی گردد، به عنوان واسطه مدد می جوید تا یک تصویر کلی از شناخت را ارائه دهد. در این میان، هر آنچه به صورت واسطه با ظهور حقایق ادراک شده در ارتباط بوده، به صورت جانبی بیانگر اصل و مبنای این اعتقادات قرار می گیرد تا رشد واقعیت های شناختی به تحول و تغییر جامعه منتهی شود که در پایان، تصویر روشن یک نگاه منطقی را به دیگران ارائه می دهد.

 

ذهن هر  انسانی توانایی تغییر و تحول را دارد. لحظه ای که این تغییر در مسیر درک و دریافت معانی و مفاهیم کشف شده، از طریق تحلیل و بررسی های مکرر باشد برای انسان سازنده و تحول آور است. نویسندگی، بستر این تحول را به وجود می آورد. در واقع، صور مختلف ذهن در ارتباط با معانی گسترده ای که در مسیر باورهایش به آن رسیده، می تواند کلیتی قابل تعریف به وجود آورد که هر نشانه اش می تواند به صورت یک عملکرد اساسی در تغییرات سازنده ذهن تحول آفرین باشد تا آنجا که دیگر تصویر نا شناخته ای از کلیت های موجود در اندیشه باقی نمی ماند و معنی حقیقی باورهای جمعی، به مرحله ظهور می رسد.

نویسندگی، نوعی تغییر و تحول در ساختارهای ذهنی و ابراز واقعیت هاست تا هر آنچه با این تغییرات مغایرت دارد، در اندوخته های ذهن به صورت دیگری از شناخت به ظهور رسد و نشانه های مبهم را از تفکرات بشری پاک سازد. این تصویر،  همان یافته های نوین اندیشه خواهد بود که بیانگر تغییرات متعدد در زمینه های مختلف ادراکی است و می تواند نقش راهنما را در درک حقایق معرفتی ایفا نماید و بستر ظهور بزرگترین نشانه های تحول قرار گیرد که در واقع، سازنده جوامع بشری خواهد بود. نویسندگی در ارائه بزرگترین راهکارهای ارتباطی مؤثر انسان با واقعیت های جامعه، نقش واسطه را ایفا می کند و می تواند یکی از مؤثرترین روشهای موجود در تکامل هر جامعه ای به شمار آید و در نهایت می توان گفت، نویسندگی مبنا و اصل دگرگونی و رشد باورهای جمعی بوده تا آنجا که پیشرفت جوامع بشری به ذهن وقّاد نویسندگانش وابسته است و آرزوهای هر ملتی را باید از طریق اندیشه های روشن محقق ساخت.

 

                                                                                                       ملیحه هدایتی

نویسندگی

اندیشه های تکامل یافتهجهت بخشی افکار نویسندهرشد قوای ادراکیرشد و شکوفایی ذهنصور مختلف ذهننویسندگینویسندگی چیستهیجانات درونی انسان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با من:

سوال یا پرسشی از من دارید؟

مطمئنا بی‌نقص نیستم؛ اما بی‌وقفه می‌کوشم برای بهتر شدن. در مسیرِ کامل‌ شدن، حتما نیازمند چشمان تیزبین شما و شنوای نظرات ارزشمندتان هستم.

 

شماره تماس مستقیم با من: ۰۹۱۵۱۲۵۳۱۸۰

ایمیل پشتیبانی: support@malihehedayati.com